سيد حسن مير جهانى طباطبائى

561

جنة العاصمة ( فارسي )

« غارتها » آورده از باب شنّوا الغارة يعنى جدائى افكندند ميان لشكر . فجدعا : جدع مصدر است به معناى جدا كردن و بريدن گوش و دست و لب را گويند . عقر : مصدر است و به معنى جراحت وارد كردن است . سحقا : به معناى بعد و دورى است و دور كردن . رغم : بينى به خاك ماليدن است . أنّى : ظرف است به معنى كيف . زحزحوها : به دو حاء يعنى دور كردند او را . زعزعوها : يعنى تكان دادند و جنبانيدند . رواسي : كوه‌هاى ثابت را گويند . طبين : محرّكه يعنى زيرك و حاذق از طبن يطبن از باب علم يعلم ، و اسم فاعل آن طبن وزن كتف و طابن است . خسران : به معناى ضرر و ضدّ ربح است ، و به معناى گمراهى است نيز . وجوه اعراب سخنان حضرت قولها عليها السّلام : كيف أصبحت من علّتك : كلمه من بيانيّه است يعنى بر چه حالى از علّت خود شب را صبح كردى . قولها عليها السّلام : عائفة لدنيا كن ، قالية لرجالكن : شايد مذكّر آوردن ضمير جمع در روايتى كه از معانى الأخبار نقل شد به اعتبار تعميم خطاب براى زنان و مردانشان باشد ، و شريك گردانيدن مردان باشد با زنان در جواب ، و بمنزلهء حاضرين باشند ، بلكه عمده مردانشان باشند ، و مقصود آن حضرت مردان ايشان بوده ، بنابراين مضاف داخل در مضاف اليه است ، و ممكن هم هست كه داخل نباشد به اينكه مراد از ضمير خصوص زن‌ها باشند ، و اطفال ذكور هم بر سبيل تغليب